خانه / روانشناسی / طلاق در 26 سالگی:چگونه رنج، مرا به سمت هدفم برد

طلاق در 26 سالگی:چگونه رنج، مرا به سمت هدفم برد

Rate this post

نكات روانشناسی، روانشناسی ازدواج و طلاق، روانشناسی جدایی، بازگشت به زندگی بعد از طلاق، راهنمایی های طلاق، مشاوره طلاق، جدا شدن از همسر، غلبه بر مشكلات زندگی

نوشته : Carin Rockind

وقتی که ازدواج کردم بسیار ساده دل بودم.یک عروس خجالتی 22 ساله . پر از خیالات و رویاهای شیرین ،رقص و شادی و سالگردهای ازدواجی که در آینده انتظارم را می کشید . من قرار بود سرکار خانم “و” باشم. زندگی از اینجا شروع می شد .

ای کاش می دانستم چه درد و رنجی انتظارم را می کشد. بلافاصله در ازدواجمان به مشکلات برخوردیم.چک های برگشتی ما، دعوا برسر نقش هریک در خانواده و حتی بر سر اعتقادات مذهبی .در این زندگی به اصطلاح بی نقص خود احساس تنهایی می کردم.3 سال کوتاه بعد از این ماجراها بود که قید همه چیز را زدیم.

در دوران کودکی هرگز به طلاق فکر نکرده بودم. پدر و مادرم 49سال بود که به خوشی در کنار هم زندگی می کردند.پدربزرگ و مادربزرگم هم 68 سال. ومن در 26 سالگی به پایان زندگی مشترک خود رسیده بودم. فردای روز طلاقم بهترین دوستم ازدواج کرد،پدرم دیگر بامن صحبت نکرد و من به افسردگی شدید دچار شده و احساس می کردم بازیچه دست دیگری بوده و انسانی شکست خورده هستم.

من برای یافتن سخنانی که دردم را التیام بخشد ، جستجو های زیادی کردم.متاسفانه تمامی کتب طلاق به مبارزات دادگاهی و نحوه شروع یک رابطه جدید پرداخته بودند.با نا امیدی در خانه مشغول جست و جوی اینترنت به دنبال موضوعاتی این گونه بودم که صفحه ای در iVillage با عنوان ((طلاق در سن کمتر 30از سالگی)) را یافتم.با خواندن داستان های دیگر زنانی مثل خود،احساس آرامش و اهمیتی در من ایجاد شد و دردم شروع به التیام یافتن کرد.با گذشت زمان من به مسئول این صفحه تبدیل شدم و در درون خود میل ( و استعداد) زیادی به حمایت و تشویق زنان در یافتن مسیرشان احساس کردم.سالها بعد ؛قوت بخشیدن به زنان تبدیل به شغل من شد.

در انتهای کار، اندوهم، مرا تبدیل به یک مربی شادی کرد؛ شما هم می توانید غم خود را به هدفی برای خود تبدیل کنید. در حقیقت محققین برتر در زمینه هدف شناسی ،آقایان Todd Kashdan و Patrick McKnight باور دارند که واکنش به یک واقعه که زندگی فرد را دگرگون می کند یکی از بزرگترین روش های یافتن انگیزه و هدف می باشد .همانطور که در کتابی با چنین مضمونی به نام “جستجوی بشر به دنبال یک هدف ” نوشته Viktor Frankl آمده است ؛درد ورنج گاهی الهام بخش جستجو برای معنا و هدف زندگی است. برای مثال از سال 1991 که بازیگر معروف مایکل جی فاکس به پارکینسون مبتلا شد ، اغدام به تاسیس سازمانی نمود که بیش از 450میلیون دلار هزینه برای یافتن درمان این بیماری صرف کرد.به همین صورت رایان لوییز پس از اعلام ابتلا مادر خود به ایدز ،پروژه30/30 را برای دسترسی مردم در سراسر دنیا به امکانات بهداشتی مناسب راه اندازی کرد .

بیشتر بخوانید  تاثیر کنجکاوی بر یادگیری و به یادآوری

درد، بخش ضروری زندگی است مثل از دست دادن عزیزان ، بیماری و تصادف . مسئله اصلی واکنش شما نسبت به این درد است .آیا شما تسلیم یاس و ناامیدی می شوید تا زندگیتان را ویران کند یا اینکه درد را در خود می پذیرید و از خود می پرسید من با این درد چه خواهم کرد.

استفاده از درد به عنوان قوت دهنده و نیرو بخش اهداف ، کاری انرژی سازاست.این کار به شما احساس کنترل میدهد و باعث می شود بر شرایط خود فائق بیایید و نیروی تحقق آرمان هایتان را به شما می بخشد. حتما شما با بیماری ناتوانی حاصل از استرس بعد از حادثه (PTSD) آشنا هستید. محققان اخیرا نقطه مقابل آن را مورد تحقیق قرار داده اند: رشد بعد از حادثه (PTG)

PTG پدیده ای است که منجر به تغییرات مثبت و افزایش رضایت از زندگی در اثر مبارزه با اثرات یک حادثه و تغییرات حاصله از آن در زندگی می شود .

دانشمندان نتایج PTG را به شرح زیر می دانند:

رضایت بیشتر از زندگی ،تغییر الویت ها، روابط عمیق تر و بیشتر ، افزایش نیروی درون، رشد معنوی و تشخیص افق های جدید در زندگی (اتفاقی که بعد از طلاق برای من افتاد همین بود. من متوجه شدم که این اتفاق باعث افزایش قابلیت های نوشتاری ، گفتاری و رهبری من برای کمک به دیگر زنان مثل خودم شد.)

جالب است که بدانیدPTG و PTST ممکن است به طور همزمان واقع شود.لازم نیست شمابلافاصله از یک حادثه تلخ روی برگردانید تا نقاط مثبت آنرا دریابید .این حادثه تلخ نیست که راه جدیدی برای شما به ارمغان می آورد بلکه واکنش شما به این حادثه است(درد و رنج و افسردگی در کنار تفکرات مثبت).

بیشتر بخوانید  زمان برای شما هم سریع می‌گذرد؟

قطعا پیش از تبدیل درد به هدف فرد نیازمند مقدار مشخصی توجه ومحبت می باشد. اول باید درد را حس کنید تا بتوانید ازآن بگذرید . احساس غم احساس مفیدی است ؛ تبدیل غم به افسردگی است که ضرر دارد. ترس یک احساس طبیعی است ، رعب و وحشت فلج کننده است که نادرست است .

یکی از دوستان خوب من شغلش را از دست داد. او که یک مادر تنها بود بلافاصله دچار ترس و وحشت فلج کننده ای شد اما پس از آن نیمه پر لیوان را مشاهده کرد.او از شغل های شرکتی و رشد کمی زندگی خود خسته بود و در دل خود رویای آغاز یک شغل آزاد را در سر می پروراند. علاوه بر آن او عادت داشت به کار فرمایان خود موقعیت های از دست رفته را نشان دهد.رنج او بلافاصله نیروی محرکی برای هدف شد. او یک وب سایت ساخت، خدمات خود را ارائه کرد.در همان هفته بود که او اولین مشتری خود را جذب کرد.

4راهکار برای تبدیل درد و رنج به فرصت:

درد را حس کنید و بگذارید از زندگیتان بگذرد

مبارزه با غم با یک خنده مصنوعی یا تلقین این موضوع به خود که نباید بترسید تنها دردتان را بیشتر می کند. شما باید درد را قبول کرده و با خود مهربان باشید .به خود بگویید:” من ناراحتم و این موضوع ایرادی ندارد.” تنها بیان این موضوع مقداری از دردتان را کاهش می دهد. ممکن است این کار را چندبار تکرار کنید که این هم ایرادی ندارد

ریشه درد خود را بیابید

با درد خود آشنا شوید.ترس نهفته در اعماقتان ناشی از چیست؟ آیا از شرمساریست؟ برای مثال، ریشه نگرانی های بعد از طلاق من از احساس شرمی درونی از عدم توانایی من در رسیدن به کمال و بی عیب و نقص بودن ناشی می شد.

بیشتر بخوانید  طوری که دوست داریم زندگی کنیم!

از خودتان بپرسید که چه چیزی یاد گرفتید؟

شرایط خود را چگونه برای نوجوانی 15 ساله توضیح می دهید؟چگونه اورا برای یافتن ریشه ترسش نصیحت می کنید؟چه درس هایی از زندگی برای آموختن دارید؟بزرگترین درسی که من از طلاقم آموختم این بود که ما همگی خاص هستیم و ایرادی ندارد تا صرف نظر از آنچه دیگران از ما انتظار دارند، با خود روراست باشیم.

از دانش خود استفاده کنید

چگونه باید این آموزه ها را به کار گرفت؟مثلا دوستم فهمید که باید شغل دلخواهش را شروع کند.من هم بعد از طلاق تصمیم به اشتراک تجاربم با افراد دیگری مانند خود گرفتم.این کار را از صفحه iVillage شروع کردم.سپس مشاور دختران نوجوان شدم.پس از آن مدرک کارشناسی ارشد خود در زمینه روانشناسی مثبت اندیشی کاربردی را دریافت کردم و یک مربی شادی شدم و در این هفته اولین داستان خود را در کتاب “سنگریزه هایی در آب گیر ” به همراه دیگر نویسندگانی که درد خود را به فرصت تبدیل کرده بودند منتشر کردم(فصل سوم).شما هم می توانید آموزه های خود را به کار انداخته و ردی نورانی از خود به جا گذارده و زندگی را آنگونه که می خواهید برای خود و دیگران بسازید.

حالا چطور درد خود را به فرصت تبدیل خواهید کرد؟

منبع نوشته

همچنین ببینید

مردان

۹ عادتی که زوج‌های خوشبخت به هر قیمتی شده از آن‌ها دوری می‌‌کنند

Rate this post مطمئنا، بارها درباره‌ی نکات ضروری برای برقراری رابطه‌ی عاشقانه سالم و شاد ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.