خانه / روابط عاشقانه / من یک زن غرغرو نیستم، هستم؟

من یک زن غرغرو نیستم، هستم؟

غرغر کردن خانم‌ها، نق زدن زنان، همسر غرغرو، غر زدن به همسر، غر زدن به شوهر، جلوگیری از غر زدن، روانشناسی روابط زناشویی، نکات زندگی مشترک

هیچوقت اولین باری که همسرم مرا متهم به غر زدن کرد، از یادم نمی‌رود. تازه ازدواج کرده بودیم و اصلا فکرش را هم نمی‌کردم لقب غرغرو را به من نسبت دهد، آن هم به این زودی. هیچکس دوست ندارد غر بزند، من هم همینطور، اما گاهی اوقات حس می‌کنم اگر به همسرم غر نزنم، کارها آن طور که باید پیش نمی‌رود. پس از اینکه از چند نفر از دوستان متاهلم در این باره پرسیدم، فهمیدم تنها نیستم. به این نتیجه رسیدم که ما خانم‌ها زمانی غر می‌زنیم که نیازی داریم که در زمان مشخص و به شکلی که می‌خواستیم برآورده نشده است. در واقع، از دید ما خانم‌ها غر زدن به معنای یادآوری یا تشویق به انجام کاری است، اما از دید آقایان فقط یک معنا دارد: عیب جویی مداوم.

وقتی این مسئله را فهمیدم بسیار ناراحت شدم. من هرگز نمی‌خواستم چنین همسری باشم، همواره در تلاش بودم تا برای همسرم دوست داشتنی، مهربان، صبور و حمایت کننده باشم، نه برعکس آن. اما خبر خوب این است که راهی برای این که ما خانم‌ها بتوانیم بدون غر زدن به خواسته‌های خود برسیم هم وجود دارد. ممکن است در ابتدا عمل کردن به این پیشنهادات دشوار باشد، اما خواهید دید که باعث راحتی و آرامش هرچه بیشتر همه اعضای خانواده خواهد شد.

سعی نکنید همیشه کنترل اوضاع را به دست بگیرید

گاهی اوقات احساس می‌کنیم تمام مسئولیت زندگی بر دوش ماست. احساس می‌کنیم اگر غر نزنیم، هیچ کاری در زمان مشخ خود انجام نخواهد شد. غر زدن به دلیل ترس ما از پیش نرفتن اوضاع طبق میل شخصی ما است. برای مثال به همسرم گفتم اگر میهمان داشته باشیم و من از تو بخواهم چمن‌ها را کوتاه کنی، می‌خواهم پیش از آمدن مهمان‌ها این کار انجام شده باشد. اگر انجام آن را به تاخیر بیندازی، شروع به غر زدن می‌کنم به اینامید که اینکار را انجام دهی. می‌ترسم کارهایی را که به تو محول می‌کنم در زمان مشخص انجام ندهی. همسرم پاسخ داد: به فرض که این طور شود، چه اتفاقی می‌افتد؟ دنیا که به آخر نمی‌رسد.

او به نکته خوبی اشاره کرد. ما خانم‌ها باید یاد بگیریم که گاهی اوقات بیخیال برخی چیزهای کوچک شویم. اگر خانه نامرتب باشد، چمن‌ها کوتاه نشده باشند و یا لامپ سوخته‌ای تعویض نشده باشد هم زندگی پیش می‌رود. همیشه هم نباید همه چیز همانطور که ما می‌خواهیم پیش برود.

با همسرتان در مورد نیارهایتان صحبت کنید

اما گاهی اوقات هم مسائلی پیش می‌آیند که عدم انجام آن‌ها در زمان معین عواقب ناخوشایندی در پی خواهد داشت. مثلا عدم پرداخت اقساط بانک یا دیر رسیدن به مدرسه برای برداشتن بچه‌ها. گاهی اوقات هم برخی از مسائل از نظر احساسی برای ما خانم‌ها بسیار مهم هستند. این نیازها منطقی هستند، اما همسر شما قادر به خواندن ذهن شما نیست. از آنجایی که آقایان دید متفاوتی نسبت به این مسائل دارند، بهتر است با همسر خود در مورد مسائلی که حقیقتا برای شما اهمیت دارند صحبت کنید و بگویید کوتاهی کردن او باعث می‌شود چه احساسات ناخوشایندی داشته باشید. با هم بحث نکنید، بلکه تلاش کنید با کمک یکدیگر راه حلی برای این موضوع بیابید. به یاد داشته باشید آقایان فراموش کار هستند، و زمانی که چیزی را فراموش می‌کنند لزوما نیازها و احساسات شما را زیر پا نگذاشته‌اند. همسر شما دشمن شما نیست، دوست و شریک زندگی شماست. وقتی در کنار هم مانند یک تیم با این مسائل برخورد کنید، خواهید دید ارتباط شما چقدر تغییر خواهد کرد و دیگر نیازی به غر زدن به یکدیگر نخواهید داشت.

رفتار و نحوه بیان خود را تغییر دهید

غر زدن فقط با کلماتی که از دهان شما خارج می‌شود تعریف نمی‌شود، این که لحن بیان شما چگونه باشد، حالت چشم‌های شما، تن صدای شما همگی تعیین کننده هستند. به نقاط ضعف همسرتان اشاره نکنید، مطمئن باشید او خودش آن‌ها را می‌شناسد. همسر شما نیاز دارد که نقاط قوت او را به او بادآوری کنید نه نقاط ضعفش را. برای یک مرد بسیار مهم است که احساس کند همسرش به او افتخار می‌کند و به او احترام می‌گذارد. آن‌ها با شنیدن غرغر کردن خانم‌ها احساس می‌کنند از دید همسرشان از هیچ گونه احترامی برخوردار نیستند.

برخی امور را خودتان انجام دهید

جالب است که وقتی به زندگی مجردی خودم فکر کردم، با کمال تعجب به یاد آوردم که آن زمان بسیاری از کارها مثل تعویض لامپ‌های سوخته، رسیدگی به گل و گیاهان و حتی رنگ زدن خانه را خودم انجام می‌دادم. اما حالا از همسرم توقع دارم تمامی این کارها را برای من انجام دهد. مسئله این نیست که من خودم نمی‌توانم از پس این کارها بربیایم، بلکه در واقع نمی‌خواهم. در حقیقت نه تنها از همسرم توقع دارم که این کارهای “مردانه” ر انجام دهد بلکه توقع دارم که کارها آنطور که من دوست دارم پیش برود. برای مثال من ترجیح می‌دهم که هر خرابی به سرعت در خانه تعمیر شود، در حالی که همسرم ترجیح می‌دهد در فرصت مناسب و زمانی که انرژی انجام آن را داشت به آن کار بپردازد. من ترجیح می‌دهم بلافاصله پس از صرف غذا ظرف‌ها شسته شوند، اما او ترجیح می‌دهد فقط آن‌ها را در سینک خیس کند.

فقط به این دلیل که همسرم مسائل را به گونه‌ای دیگر مدیریت می‌کند به این معنا نیست که حق با من است و روش او غلط است. پس به این نتیجه رسیدم که اگر انجام کاری به نحو خاصی برایم اهمیت بالایی دارد، خودم انجامش دهم. البته منظور این نیست که همیشه خانم‌ها هستند که باید به تنهایی و به همراه ناراحتی که در دل خود مخفی کرده‌اند به انجام امور بپردازند. گاهی اوقات به شدت احتیاج به کمک همسرمان داریم، گاهی اوقات نیز بدون کمک گرفتن از او هم می‌توانیم ادامه دهیم. پس بهتر است دفعه بعد که در ذهن خود می‌گویید کاش همسرم این کار را برایم انجام می‌داد، ببینید واقعا به این کمک احتیاج دارید، یا این صرفا یک توقع است.از یاد نبرید که خوب است گاهی ما هم هوای همسرانمان را داشته باشیم و عشق خود را از این طریق به آن‌ها نشان دهیم.

5 Like

همچنین ببینید

سردرگمی در ازدواج، سردرگمی در زندگی، مشكلات ازدواج، روانشناسی ازدواج، روانشناسی روابط زناشویی، نارضایتی از زندگی

زمانی كه ازدواج خسته كننده می‌شود…

“روابط ما دیگر مثل گذشته‌ها نیست.” بسیاری از زوج‌ها برای بیان ناخشنودی در ازدواجشان به ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.